در برخی از کمپینهایی که برای نجات جان افراد محکوم به اعدام در فضای مجازی یا حقیقی به راه میافتد، کودکان این افراد نیز به شکلهای مختلف حضور دارند. گاهی پلاکاردهایی در دست کودکان دیده میشود که جملاتی را که بزرگسالان نوشته یا از زبان کودک نقل کردهاند، با خود حمل میکنند و تصاویر این کودکان در شبکههای مجازی بازنشر میشود. در مواردی هم فیلمهایی از این کودکان دست به دست میشود. گرچه اغلب این کمپینها به کودکان زندانیان سیاسی و عقیدتی مرتبط است، اما در رعایت حقوق کودکان و رسیدگی به نیازها و حقوق کودکان افراد زیر حکم اعدام، تفاوتی بین دلیل صدور حکم وجود ندارد. آن چه اهمیت دارد، در نظر گرفتن مصالح عالیه کودک، بدون هیچ ملاحظه سیاسی یا عقیدتی و بر اساس اصول حقوق کودک و علم روز است.
حامد فرمند، بنیانگرار و مدیر موسسه کودکان زندانیان در گزارشی که ۱۹ مرداد ۱۴۰۲ در رادیو زمانه منتشر شد، با تحلیل حدود ۱۰۰ تصویر منتشر شده از کودکان افراد زندانی یا زیر حکم اعدام طی بیش از ۲۰ سال گذشته، موارد نقض حقوق کودکان در این کمپینها را توضیح داده است.
در این یادداشت، با تاکید بر کودکان افراد زیر حکم اعدام، ابتدا به موارد نقض حقوق کودکان در اغلب کمپینهای علیه اعدام میپردازیم و سپس به راهکارهای مبتنی بر حقوق کودک در حمایت از کودکان افراد زیر حکم اعدام اشاره خواهیم کرد.
نقض حریم خصوصی و کرامت انسانی کودک
گرچه نادیده گرفتن کودک در کمپینهای نجات جان زندانیان زیر حکم اعدام، نقض حقوق کودک است، اما انتشار تصاویر و فیلمهای آنها و بیان ترحمآمیز درباره کودکان نیز نقض حقوق کودکان محسوب میشود. در برخی از این موارد، زندگی کودک بدون آگاهی و اجازه او تصویر برداری و با دیگران به اشتراک گذاشته میشود. کودک اختیاری برای میزان و نحوه انتشار جزییات زندگی خود در فضای مجازی ندارد. بزرگسالان تصمیم میگیرند تا هویت مجازی کودک را که تقریبا غیرقابل پاک شدن و تغییر یافتن است، شکل بدهند. این تصاویر بعضا با نگاهی قربانی محور و دلسوزانه، کرامت و ارجمندی کودک را نادیده میگیرد و برای جلب ترحم مخاطب، او را به عنوان فردی قربانی به نمایش میگذارد.
نگاه نیاز-محور به کودکان
کودکان، افراد صاحب حقاند. قربانی انگاری کودک و نمایش او به عنوان فرد «نیازمند»، نقض_حقوق_کودک است. نظام قضایی باید حقوق کودک، ازجمله حق بودن و ارتباط با والدین و حق داشتن امنیت، سلامت و برخورداری از نیازهای اولیهاش را لحاظ کند. جامعه نیز باید کودک رابه عنوان فرد صاحب حق ببیند. دیدن کودک به عنوان انسان صاحب حق، یعنی نه تنها کودک نباید از کمپینهای نجات جان افراد زیر حکم اعدام حذف شود، بلکه باید حضور پررنگی داشته باشد. اما این حضور، باید با مصالح کودک همپوشانی داشته باشد و هیچ حقی از او را نادیده نگیرد. این حضور باید بتواند حقوق، نیاز و صدای خود کودک را منعکس کند. بزرگسالان باید این را در نظر بگیرند که حتی در شرایط ظاهرا مشابه (مثل از دست دادن عزیز)، شرایط و نیازهای کودک با آنها مشابه نیست.
بار مسئولیت نجات والد زیر حکم اعدام
حضور کودکان در کمپینهای نجات جان والد زیر حکم اعدام، مسئولیت نجات جان والد را بر دوش کودک میاندازد. کودک نه تنها از سوی نظام قضایی مورد خشونت واقع شده، بلکه اطرافیانش و فعالان نیز او را با فشار روانی مضاعفی روبرو میکنند. تفاوت زیادی نمیکند که کمپین نجات جان والد زیر حکم اعدام موفق شود و فرد از اعدام رهایی یابد یا به نتیجه مطلوب نرسد و حکم اعدام اجرا شود. آثار روانی تحمیل بار نجات والد، بر دوش کودک خواهد ماند. کودک ممکن است با این عذاب وجدان روبرو شود که «به اندازه کافی برای نجاتش تلاش نکردم» یا این سوال همیشه همراه او باقی بماند که «آیا کاری از دستم ساخته بود و انجام ندادم؟» گرچه ممکن است بزرگسالان هم این عذاب وجدان را همیشه با خود حمل کنند اما توانایی کودک در مواجهه با آسیبهای روانی این سوالات چالش برانگیز به اندازه بزرگسالان نیست و آنها با آسیبپذیری به مراتب بیشتری نسبت به بزرگسالان روبرو هستند.
«کودکی کردن»، حق اولیه کودک است و اگر حکومتی با اجرای حکم مرگ والد، این حق را با چالش روبرو میکند، وظیفه ما کمک به او برای حداکثر برخورداری از حقوقش از جمله حق «کودکی کردن» است. برخلاف تصور برخی از فعالان، کودک کردن و برخورداری حداکثری از حقوق، منافاتی با فعالیت مدنی، اجتماعی یا دادخواهی کودک در بزرگسالی ندارد.
پس چه باید کرد؟
آیا چاره، حذف کودکان از خبرها و مطالب مربوط به افراد زیر حکم اعدام است؟
ابتدا باید گفت که نادیده گرفتن کودکان به همان اندازه نقض حریم خصوصی، جلب ترحم، داشتن نگاه نیاز-محور و مسئول جان زندانی کردن کودکان، آسیبزا و نقض حقوق کودکان است. چنانچه تا این متن نیز بارها تاکید کردیم، کودکان باید به درستی شنیده شوند. اما قراردادن آنها در موقعیت آسیب، نقض حقوق آنها محسوب میشود. بنابراین، متناسب با سن، شرایط رشد و موقعیت آنها، باید زمینه شنیده شدن آنها و برخورداری از حقوقشان را فراهم کرد.
برجسته کردن حقوق کودک و ارائه راهکار غیرآسیب زا
از زمان طرح اتهامات تا اجرای حکم اعدام،کودکان در یک دوره عزاداری قرار دارند. آنها و خانوادهشان به حمایتهای روانی برای تابآوری نیاز دارند. همچنین کودکان به دلیل مشغولیتهای اداری و فعالیتهای اطرافیان، ممکن است با غفلت روبرو شوند. بنابراین یافتن راهی برای حمایت از کودک و کمک به دسترسی او به نیازها و حقوقش، بخشی از وظیفه اجتماعی شهروندان است. به دلیل بیتوجهی عمومی به شنیدن کودک و نیازهای واقعی او، استفاده نشدن از روایت افرادی که تجربه کودکی با تراژدی اعدام والدین را داشتند و همچنین غافل شدن از تجربههای جهانی، کمپینهای نجات جان والد زیر حکم اعدام، کمکی به درک بهتر نیازها و حقوق کودکان این افراد نکردهاند. برداشتن قدمهای علمی و مبتنی بر حقوق کودک در این مسیر، راه را برای حمایت حداکثری از حقوق کودکان با شرایط مشابه باز خواهد کرد.
تاکید بر حقوق قضایی کودکان
فعالان حقوق بشری و حقوقدانان میتوانند با برجسته کردن حقوق کودکان، مبتنی بر پیماننامه حقوق کودکان و قوانین داخلی و بینالمللی، حقوق اساسی کودکان دارای والد زیر حکم اعدام را برجسته کنند. گرچه حکومت جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که برای اجرای قوانین داخلی و بینالمللی، ارزشی قائل نیست، اما همانطور که در سایر موارد، فعالان حقوق بشری و حقوقدانان به اصول پذیرفته شده جهانی برای زیر فشار قراردادن مسئولان حکومت و نشان دادن انواع نقض حقوق بشر در ایران پافشاری میکنند، در مورد کودکان نیز عینا باید همین اتفاق بیفتد. به دلیل بیتوجهی عامدانه حکومت و نبود حساسیت جمعی نسبت به حقوق کودکان افراد دارای والد زندانی و زیر حکم اعدام، کمبودهای حقوقی بسیاری در این بخش وجود دارد و ناآگاهی نسبت به این حقوق مسئولیت افراد متخصص را افزایش میدهد.
انعکاس صدای کودکان، بدون آسیبزدن مضاعف به آنها
هنگام انعکاس صدای کودکان دارای والد زندانی یا زیرحکم اعدام، رعایت تمام جنبههای حقوق کودک مهم است. رعایت اصل «بدون آسیب» که جزو اصول اساسی مداخله در حوزههای آسیب اجتماعی و از جمله حقوق کودکان است، کمک میکند تا جلوی آسیبهای احتمالی حضور کودکان در کمپینهای آزادی یا نجات جان والد زندانی و زیر حکم اعدام گرفته شود. آگاهی خانوادهها، فعالان و نهادهای حقوق بشری، فعالان سیاسی و رسانهها نسبت به حقوق کودکان، آثار زندانی شدن والدین بر کودکان و نحوه حمایت از کودکان دارای والد زندانی یا زیر حکم اعدام، کمک میکند تا هم صدای کودک شنیده شود و هم به او آسیب بیشتری زده نشود.
جزوهای که چندسال پیش توسط دفتر کویکر سازمان ملل درباره کودکان دارای والد زیر حکم اعدام منتشر شده بود، گرچه بر محکومان جرایم عمومی تمرکز دارد، اما اطلاعات مفیدی درباره شرایط نسبتا عمومی کودکان در مواجهه با صدور و اجرای حکم والد در اختیار ما قرار میدهد. یکی از بخشهای مهم این جزوه، اشاره به حذف حمایتهای نسبی (و هرچند بعضا آسیبزای) نهادهای حقوق بشری و رسانهها از زندگی کودک بعد از پایان کمپین (با هر نتیجهای) است. امیدواریم با افزایش سطح آگاهی نسبت به لزوم حمایت حق-محور از کودکان، نهادهای حقوق بشری، فعالان و متخصصان، قدمهای اجرایی علمی و اصولی مناسبی برای حفظ حقوق کودکان دارای والد زندانی و زیر حکم اعدام بردارند.